کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۱ - گردباد امروز در صحرا قیامت کاشته ست...

1

گردباد امروز در صحرا قیامت کاشته ست

موی مجنون بی سر و پاگردنی افراشته ست

2

چون سحرگرد نفس بر آسمانها برده ایم

بی طنابی خیمه ما ناکجا برداشته ست

3

در ازل آیینه شرم دویی در پیش داشت

مصلحت بینی که ما را جز به ما نگماشته ست

4

تا قیامت حسرت دیدار باید چید و بس

چشم مخموری دربن وس برانه نرگس کاشته ست

5

سرنوشت خویش تا خواندم عرقها کرد گل

این خط موهوم یکسر نقطه شک داشته ست

6

قطره ای بودم .ولی از جسم خاکی بسته ام

فرصت عمر اینقدر بر من غبار انباشته ست

7

باد یکسر شکل عنقا خاک تصویر عدم

طرفه تر این کادمی خود را کسی پنداشته ست

8

ریشه واری در طلب مژگان سر از پا برنداشت

عشق ما را در زمین شرم مطلب کاشته ست

9

جز به صحرای عدم بیدل کجا گنجد کسی

تنگی این عرصه در دل جای دل نگذاشته ست

متن شعر کپی شد.