کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۴ - حضورکلبه فقر از تکلفات بری ست...

1

حضورکلبه فقر از تکلفات بری ست

چراغ ما زسر شام تا سحرسحری ست

2

سر امید اقامت در این بساط کراست

چوشمع مرکزرنگیم ورنگها سفری ست

3

صدای تست کزین کوه باز می گردد

به ناله رنج مکش در مزاج سنگ کری ست

4

زمان فتنه آفاق انتظاری نیست

بهوش باش که هر ماه دورها قمری ست

5

به عجزخلق مشو غافل ازشکوه ظهور

شکست شیشه امکان کلاه نازپری ست

6

تبسم که در این باغ بی نقابی کرد

که رنگ صبحی اگرگرد می کند شکری ست

7

گرفتم آینه ات نیست محرم اشیا

به خوابش نیز نکردی نظر چه بی بصری ست

8

به هر نفس دلی ایجاد می کنی نگهی

که زندگی چقدرکارگاه شیشه گری ست

9

به لنگی نفست اعتماد جهد خطاست

بجا نشین و قدم زن که مرکبت کمری ست

10

درین بساط که نرد خیال می بازیم

به مرگ دادن جان هم دلیل مفت بری ست

11

ز ننگ دعوی گردنکشی حذر بیدل

که داغ شمع ته پاگل دماغ سری ست

متن شعر کپی شد.