کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۹ - به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازی ست...

1

به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازی ست

عرق کن ای شررکاغذ آنچه غمازی ست

2

به فرصت نفسی چندصحبت است اینجا

تاملی که درین بزم باکه دمسازی ست

3

نه دی گذشت و نه فردا به پیش می آید

تجدد من و ما تا قیامت آغازی ست

4

به غیر ساختگی نیست نقش عالم رنگ

شکست نیز در این کارخانه پردازی ست

5

چوشمع غیرت تسلیم هم جنون دارد

تلاش ما همه تا نقش پا سراندازی ست

6

ز وضع چرخ اقامت نمی توان فهمید

دماغ بیضه عنقا همیشه پروازی ست

7

به حکم عجز سراز سجده برشکن بیدل

که گرد اگر دمد از خاک گردن افرازی ست

متن شعر کپی شد.