کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲۰ - درپیچ و تاب گیسوتا شانه را عروسی ست...

1

درپیچ و تاب گیسوتا شانه را عروسی ست

سیر سواد زنجیر دیوانه را عروسی ست

2

بی گریه نیست ممکن تعمیر حسرت دل

تا سیل می خرامد ویرانه را عروسی ست

3

دریا گهر فروش است از آرمیدن موج

گرآرزوبمیرد فرزانه را عروسی ست

4

عیش و نشاط امکان موقوف غفلت ماست

تا ما سیاه مستیم میخانه را عروسی ست

5

فیضی نمی توان برد تا دل به غم نسازد

آتش زن و طرب کن کاین خانه را عروسی ست

6

دل را بهار عشرت ترک خیال جسم است

گرسر برآرد از خاک این دانه را عروسی ست

7

بازار وهم گرم است از جنس بی شعوری

در بزم خوابناکان افسانه را عروسی ست

8

از لطف سرفرازان شادند زبردستان

در خنده صراحی پیمانه را عروسی ست

9

زان ناله که زنجیر در پای شوق دارد

فرزانه را ندامت ، دیوانه را عروسی ست

10

در سینه ، بی خیالت ، رقص نفس محال است

تا شمع جلوه درد پروانه را عروسی ست

11

بیدل چرا نسوزم شمع وداع هستی

زان شوخ آشنایش بیگانه را عروسی ست

متن شعر کپی شد.