کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳۹ - تومست وهم ودرین بزم بوی صهبا نیست...

1

تومست وهم ودرین بزم بوی صهبا نیست

هنوزجزبه دل سنگ جای مینا نیست

2

خیال عالم بیرنگ رنگها دارد

کدام نقش که تصویر بال عنقا نیست

3

بمیر وشهره شوای دل کزین مزار هوس

چراغ مرده عیان است و زنده پیدا نیست

4

به چشم بسته خیال حضور حق پختن

اشاره ای ست که اینجا نگاه بینا نیست

5

دلت به عشوه عقبا خوش است ازین غافل

که هرکجا، تویی، آنجا به غیر دنیا نیست

6

به هرچه وارسی از خودگذشتنی دارد

به هوش باش که امروز رفت وفردا نیست

7

به نامیدی ما، رحمی ، ای دلیل فنا!

که آشیان هوسیم ودرین چمن جا نیست

8

حریرکارگه وهم را چه تار و چه پود

قماش ما ز لطافت تمیزفرسا نیست

9

تو جلوه سازکن و مدعای دل دریاب

زبان حیرت آیینه بی تقاضا نیست

10

غریق بحر ز فکر حباب مستغنی ست

رسیده ایم به جایی که بیدل آنجا نیست

متن شعر کپی شد.