کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۴۴ - بی رخت در چشمه آیینه خاک است آب نیست...

1

بی رخت در چشمه آیینه خاک است آب نیست

چشم مخمل رازشوق پای بوست خواب نیست

2

بعدکشتن خون ما رنگ ست درپرواز شوق

آب وخاک بسملت ازعالم سیماب نیست

3

شوخی مهتاب و تمکین کتان پرظاهر است

بر بنای صبر ما شوقت کم از سیلاب نیست

4

کی تواند آینه عکس ترا در دل نهفت

ضبط این گوهر به چنگ سعی هرگرداب نیست

5

سایه را آیینه خورشید بودن مشکل است

خودبه خوددرجلوه باش اینجاکسی راتاب نیست

6

خرقه از لخت جگر چون غنچه در برکرده ایم

در دیار ما قماش دل درستی باب نیست

7

ای حباب از سادگی دست دعا بالا مکن

در محیط عشق جز موج خطرمحراب نیست

8

برگ برگ این گلستان پرده دار غفلت است

غنچه بیدار اگرگل گشت گل بیخواب نیست

9

دور نبودگر فلک ییچد به خویش از ناله ام

دود را از شعله حاصل غیرپیچ و تاب نیست

10

تا توانی چون نسیم آزادگی ازکف مده

آشنای رنگ جمعیت گل اسباب نیست

11

از فروغ این شبستان دست باید شست و بس

آب گردیده ست سامان طرب مهتاب نیست

12

بیدل از احباب دنیا چشم سرسبزی مدار

کشت این شطرنج بازان دغل سیراب نیست

متن شعر کپی شد.