کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶۱ - درگلشن هوس که سراغ گلیش نیست...

1

درگلشن هوس که سراغ گلیش نیست

گریاس نوحه سربکند بلبلیش نیست

2

آن ساز فتنه ای که تو محشر شنیده ای

زیر و بم توگر نبود غلغلیش نیست

3

دیدیم حسن ساخته اعتبار جاه

هرگاه بی نطاقه شود کاکلیش نیست

4

یارب به حال مفلسی خواجه رحم کن

بیچاره خربه عرض چه نازد جلیش نیست

5

آزادگان ز فکر رعونت منزه اند

باگردن آنکه ساز ندارد غلیش نیست

6

صیادی هوس ، چقدر ننگ فطرت است

شاهین حرص می پرد وچنگلیش نیست

7

بر انفعال ، عشرت این بزم چیده اند

تاشیشه سرنگون نشودقلقلیش نیست

8

تدبیر رستگاری جاوید، نیستی ست

این بحرغیرکشتی واژون پلیش نیست

9

از قطره تا محیط وبال تعلق است

بیدل خوش آنکه الفت جزووکلیش نیست

متن شعر کپی شد.