کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۷۸ - در خیال مزن فهم خویش سازتو نیست...

1

در خیال مزن فهم خویش سازتو نیست

چو شمع جیب تو جز بوته گداز تو نیست

2

زکارگاه خیالت کسی چه پرده درد

که فطرت توهم از محرمان رازتو نیست

3

به غیر نیستی از اعتبار عالم رنگ

به هرچه فخرکنی باب امتیازتو نیست

4

زدستگاه تصنع تری به آب مبند

حقیقتی که تو داری به جز مجاز تو نیست

5

به سایه نیز ندارد غرور خاک حساب

نشیب هرچه کنی فهم جزفرازتونیست

6

به غیر سجده ز خاک ضعیف منفعلی ست

ز جست وخیز برآ این قدر نماز تو نیست

7

تردد دو جهان آرزوی مقصد خلق

به عرصه ای ست که یک گام هرزه تاز تو نیست

8

به پرده تپش دل هراز مضراب است

توگر نفس نزنی دهر نغمه سازتو نیست

9

زچشم بستن خود غافلی ، امل تا چند

حریف نیم گره رشته دراز تو نیست

10

ز اختیار درین بزم دم مزن بیدل

جهان ، جهان نیاز است ، جای ناز تو نیست

متن شعر کپی شد.