کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸۲ - راحت کجاست گر دلت از خویش رسته نیست...

1

راحت کجاست گر دلت از خویش رسته نیست

درآتش است نعل سپندی که جسته نیست

2

جز وحشت از متاع جهان برنداشتیم

بر ما مبند تهمت باری که بسته نیست

3

دیوانه تصرف دشت محبتم

خاری نیافتم که به پایی شکسته نیست

4

صد رنگ جیب غنچه وگاب واشکافتیم

رنگینیی به الفت دلهای خسته نیست

5

افسون حیرتم ز تو قطع نظر نکرد

پیچیده است رشته سازم گسسته نیست

6

افسردگی به شعله همت چه می کند

خورشید زبر خاک هم از پا نشسته نیست

7

دل جمع کن ، به حاصل اسباب پر مناز

گل را حضورغنچه درآغوش دسته نیست

8

در کارخانه ای که شکست آب و رنگ اوست

کار دگر چو بستن دل دست بسته نیست

9

بیدل به طبع بیخود ی ات بوی راحتی ست

رنگی شکسته ای که به رنگ شکسته نیست

متن شعر کپی شد.