غزل · بیدل دهلوی
غزل شماره ۷۸۷ - خط خوبان هم ،حریف طبع وحشت پیشه نیست...
1
خط خوبان هم ،حریف طبع وحشت پیشه نیست
تخم شبنم، از رگ گل ، در طلسم ریشه نیست
2
پیری ام ، راه فنا، بر زندگی هموارکرد
بیستون عمر را، جز قامت خم ، تیشه نیست
3
دستگاه معنی ن ازک ، سخن را، پور است
جوهر این تیغ ، جز پیچ و خم اندیشه نیست
4
پای در دامن کشیدن نشئه جمعیت است
باده ما را، چو شبنم ، احتیاج شیشه نیست
5
ساز هستی یک قلم آماده برق فناست
مشت خاشاکی ، که نتوان سوختن ، در بیشه نیست
6
آب گردیدیم ، به هرگل که چشمی دوخیتم
شبنم ما را، به غیر ز خودگدازی پیشه نیست
7
دل ز مقصد غافل و آنگاه لاف جستجو
شرم دار از معنی لفظی که در اندیشه نیست
8
پیکرخم گشته انشا می کند موی سفید
موج جوی شیر بی امداد آب تیشه نیست
9
از سرافتاده پا برجاست بنیادم چو شمع
نخل تسلیم مر غیرازتواضع ریشه نیست
10
بیدل از خویشان نمی باید اعانت خواستن
مومیایی چاره فرمای شکست شیشه نیست