کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۹۴ - صاف طبعان را غمی از خار خارکینه نیست...

1

صاف طبعان را غمی از خار خارکینه نیست

زحمت مژگان به چشم گوهر و آیینه نیست

2

در زراعتگاه امکان بسکه بیم آفت است

خلق را چون دانه گندم دلی در سینه نیست

3

فیل صاحب منصب است و گاو و خر روزینه دار

فخر انسانی ز روی منصب و روزینه نیست

4

قسمت منعم ز دنیا بند وسواس است و بس

قفل را جز عقدهه دل حاصل ازگنجینه نیست

5

ابر دارد در نمد آیینه گلزار را

پنبه داغم به غیر از خرقه ی پشمینه نیست

6

مشکل است آیینه از زنگ صفا پرداختن

گر همه سنگ است دل فارغ ز مهر وکینه نیست

7

جز خیالت دلنشین ما نگردد نقش غیر

عکس چون حیرت مقیم خانه آیینه نیست

8

در محبت رهنورد جاده ی دردیم و بس

چون سحرجولان ما بیرون چاک سینه نیست

9

پی نبرد اندیشه بر بطلان احکام نفس

سالها رفت از خود و تقویم ما پارینه نیست

10

چند روزی شد به هستی ریشه پیداکردنت

می توان کند از زمین کاین نخل پر دیرینه نیست

11

بهر درد بینوایی صبرتسکین است و بس

دست بر دل زن که دیگر دلق ما را پینه نیست

12

سعد و نحس دهربیدل کی دهد تشویش ما

همچو طفلان کار ما با شنبه و آدینه نیست

متن شعر کپی شد.