کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۹۹ - عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست...

1

عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست

در هر مکان چو نقش نگین جای من تهیست

2

بی حرف ساز صوت و صداگل نمی کند

زین جا مبرهن است که این انجمن تهیست

3

چشم حریص و سیری جاه ، این .چه ممکن است

هرچند شمع نور فشاند لگن تهیست

4

این خانه ها که خار و خس انبار حرص ماست

چون حلقه های در همه بی رفتن تهیست

5

بر رمز کارگاه سخن پی نبرد ایم

تاکی زبان زپرده بگوید دهن تهیست

6

ضبط نفس غنیمت عشرت شمردنست

گر بوی گل قفس شکند این چمن تهیست

7

عمری ست گوش خلق ز افسون ما و من

انباشته ست پنبه و جای سخن تهیست

8

ناموس شمع کشته به فانوس واگذار

دستی کز آستین به در آرم ز من تهیست

9

می در قدح ز بیکسی شیشه غافل است

چندان که غربت است پر از ما، وطن تهیست

10

نتوان به هیچ پرده سراغ وصال یافت

بیدل ز بوی یوسف ما پیرهن تهیست

متن شعر کپی شد.