کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۰۰ - بی ساز انفعال سراپای من تهی ست...

1

بی ساز انفعال سراپای من تهی ست

چون شبنم ازوداع عرق جای من تهی ست

2

نیرنگ عالمی به خیالم شمرده گیر

صفر ز خودگذشته ام اجزای من تهی ست

3

رنگی ندارد آینه مشرب فنا

ازگرد خوا دامن صحرای من تهی ست

4

دل محو مطلق است چه هستی کجا عدم

از هرچه دارد اسم معمای من تهی ست

5

چون صبح بالی از نفس سرد می زنم

عمری ست آشیانه عنقای من تهی ست

6

از نقد دستگاه زیانکار من مپرس

امروز من چوکیسه فرد ای من تهی ست

7

چون پیکر حبابم از آفت سرشته اند

از مغز عافیت سر بی پای من تهی ست

8

یارب نقاب کس ندرد اعتبار پوچ

از یک حباب قالب دریای من تهی ست

9

تاکی فروشم از عرق شرم جام عذر

چشمش خمار دارد و مینای من تهی ست

10

بیدل سرمحیط سلامت چه موج وکف

تا او بجاست جای تو و جای من تهی ست

متن شعر کپی شد.