کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۱۶ - تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشت...

1

تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشت

طفل اشکی هم که می دیدم به دامن سنگ داشت

2

عمری از فیض لب خاموش غافل زیستم

نغمه عیش ابد این ساز بی آهنگ داشت

3

با همه وحشت غبار دامن خاکیم و بس

اشک در عرض روانی نیز عذر لنگ داشت

4

ازگهر تهمت کش افسردن است اجزای بحر

هرکه اینجا فال راحت زد مرا دلتنگ داشت

5

پای در دامن شکستم شد ره و منزل یکی

جرات رفتار در هرگام صد فرسنگ داشت

6

موج لطف از جوهر تیغ عتابش چیده ایم

غنچه چین جبینش ازتبسم رنگ داشت

7

سعی هستی هیچ ما را برنیاورد از عدم

آتش ما هرکجا زد شعله جا در سنگ داشت

8

کاش هجران داد من می داد اگر وصلی نبود

شمع تصویرم که از من سوختن هم ننگ داشت

9

نیست جوش لاله وگل غیر افسون بهار

هرقدر ما رنگ گرداندیم اونیرنگ داشت

10

شمع را افروختن در داغ دل خواباند و رفت

منت صیقل چه مقدار انفعال زنگ داشت

11

نقش پرتو برنمی دارد جبین آفتاب

غیر هم اوبود لیک ازنام بیدل ننگ داشت

متن شعر کپی شد.