غزل · مولوی
غزل شماره ۱۵۶۷ - امروز مرا چه شد چه دانم...
1
امروز مرا چه شد چه دانم
امروز من از سبک دلانم
2
در دیده عقل بس مکینم
در دیده عشق بی مکانم
3
افسوس که ساکن زمینم
انصاف که صارم زمانم
4
این طرفه که با تن زمینی
بر پشت فلک همی دوانم
5
آن بار که چرخ برنتابد
از قوت عشق می کشانم
6
از سینه خویش آتشش را
تا سینه سنگ می رسانم
7
از لذت و از صفای قندش
پرشهد شده ست این دهانم
8
از مشکل شمس حق تبریز
من نکته مشکل جهانم