کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۲۸ - زندگانی ست که جز مرگ سرانجام نداشت...

1

زندگانی ست که جز مرگ سرانجام نداشت

گر نمی بود نفس ، صبح کسی شام نداشت

2

دل پرکار هوس متهم غیرم کرد

ساده تا بود نگین ، غیر نگین نام نداشت

3

قدردان همه چیز آینه منتظری ست

دردم از حاصل وصلیست که پیغام نداشت

4

مایه عاریت و صرف طرب جای حیاست

گل سر و برگ شکفتن به زر وام نداشت

5

سیر کیفیت عبرتگه امکان کردیم

نقش پا داشت هوایی که سر بام نداشت

6

کاش بی جرات آهنگ طلب می بودیم

تکمه جیب ادب جامه احرام نداشت

7

پختگی چین تعین به رخ خلق افکند

رنگ هموار به غیر از ثمر خام نداشت

8

هیچکس چشم به جمعیت دل باز نکرد

این گلستان گل کیفیت بادام نداشت

9

سر زانوی ادب میکده ی راز که بود

عیش این حلقه تسلیم خط جام نداشت

10

دل وفا خواست جوابش به تغافل دادی

داد تحسین طلبان این همه دشنام نداشت

11

بیدل از وهم فسردی ، چه تعلق ، چه وفاق

طایر رنگ ، کمین قفس و دام نداشت

متن شعر کپی شد.