کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۳۳ - تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت...

1

تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت

گر شوی حلقه که چشم آنسوی در خواهی داشت

2

زبن شبستان هوس عشوه چه خواهی خوردن

شمع سان گل به سر از باغ سحر خواهی داشت

3

یک عرق وارگر از شرم طلب آب شوی

تا ابد درگره قطره گهر خواهی داشت

4

شب وصل است کنون دامن او محکم دار

پاس ناموس ادب وقت دگرخواهی داشت

5

تهمت نام تجرد به مسیحا ستم است

میخلی در دل خود سوزن اگر خواهی داشت

6

یک حلب شیشه گر از هر قدمت می جوشد

خاطرآبله در سیر و سفر خواهی داشت

7

گر بسوزی ورق نه فلک ازآتش عشق

یادگار من و دل یک دو شرر خواهی داشت

8

بیدل این بار امانت به زمین سود سرت

تاکجاجامه معشوق به بر خواهی داشت

متن شعر کپی شد.