کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۴۷ - بی روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت...

1

بی روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت

چشمی ست که باید به در آرد به سرانگشت

2

چون نی زتنگ مایگی درد به تنگیم

تا چند نفس ناله شمارد به سرانگشت

3

شادم که به زحمتکده عالم تدبیر

بی ناخنی ام عقده ندارد به سرانگشت

4

مشق خط بی پا و سرم سبحه شماری ست

کاش آبله ای نقطه گذارد به سرانگشت

5

در طبع جهان حرکت بی خواست خراشید

آن کیست که اندیشه گمارد به سرانگشت

6

از حاصل گل چیدن این باغ ندیدیم

جز ناخن فرسوده که دارد به سرانگشت

7

عمری ست که دررنگ چمن شور شکستی ست

کو غنچه که گل گوش شمارد به سرانگشت

8

از معنی زنهار من آگاه نگشتی

تا چند چو شمع آینه کارد به سرانگشت

9

تقلید محال است برد لذت تحقیق

نعمت چو زبان بر نگوارد به سرانگشت

10

ای بیکسی این بادیه یاس ندارد

خاری که سر آبله خارد به سرانگشت

11

بیدل ز جهان محو شد آثار مروت

امروز به جز موکه گذارد به سرانگشت

متن شعر کپی شد.