کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵۳ - بعدازین باید سراغ من ز خاموشی گرفت...

1

بعدازین باید سراغ من ز خاموشی گرفت

داشتم نامی درین یارن فراموشی گرفت

2

پرده ناموس هستی بود آغوش کفن

از نفس آیینه تنگ آمد نمدپوشی گرفت

3

دوستان را ما وتو افکند دور از یکدگر

ای غبار آخر سر راه به همجوشی گرفت

4

گر به این آهنگ جوشد نغمه ساز وفاق

صورخواهد چون طنین پشه سرگوشی گرفت

5

الفت دلها فشار توام بادام داشت

عبرت اینجا باج تنگی از هماغوشی گرفت

6

برنگشت از دشت استغنا غبار رفته ام

ازکه پرسم دامن نازی که بیهوشی گرفت

7

شکرکن بیدل که درتوفان نیرنگ شعور

عالمی شد غرق و دست ما قدح نوشی گرفت

متن شعر کپی شد.