کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷۰ - آمدم تا صد چمن بر جلوه نازان بینمت...

1

آمدم تا صد چمن بر جلوه نازان بینمت

نشئه، در، سر می به ساغر، گل به دامان بینمت

2

همچو دل عمری در آغوش خیالت داشتم

این زمان همچون نگه درچشم حیران بینمت

3

گرد دامانت به مژگان نیاز افشانده ام

بی کسوف اکنون همان خورشید تابان بینمت

4

ای مسیحا نشئه رنج دو عالم احتیاج

برنگه ظلم است اگرمحتاج درمان بینمت

5

دیده خمیازه سنجی چون قدح آورده ام

تا به رنگ موج صهبا مست جولان بینمت

6

عالمی ازنقش پایت چشم روشن می کند

اندکی پیش آی تا من هم خرامان بینمت

7

حق ذات تست سعی دستگیریهای خلق

تا ابد یارب عصای ناتوانان بینمت

8

عرض تعداد مراتب خجلت شوق رساست

آنچه دل ممنون دیدنها شود آن بینمت

9

غنچگیهایت نصیب دیده بیدل مباد

چشم آن دارم که تا بینم گلستان بینمت

متن شعر کپی شد.