کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷۴ - زهی هنگامه امکان ، جنون ساز غریبانت...

1

زهی هنگامه امکان ، جنون ساز غریبانت

زمین و آسمان یک چاک دامن تا گریبانت

2

کتاب معرفت سطری ز درس فهم مجهولت

دو عالم آگهی تعبیری از خواب پریشانت

3

کدامین راه و کو منزل ، کجا می تازی ای غافل

به فکر دشت و در مردی و در جیب است میدانت

4

به انداز تغافل تا به کی خواهی جنون کردن

غبار انگیخت از عالم به پای خفته جولانت

5

به پیش پا نمی بینی چه افسون است تحقیقت

زبان خود نمی فهمی چه نیرنگ است عرفانت

6

نه غیری خوانده افسونت نه لیلی کرده مجنونت

همان شوق تو مفتونت همان چشم تو حیرانت

7

پی تحقیق گردی می کنی از دور و بیتابی

ندانم اینقدر بر خود که افشانده ست دامانت

8

شهادت تا رموز غیب پر بی پرده بود اینجا

اگر می گشتی آگاه از گشاد و بست مژگانت

9

جهانی نقش بستی لیک ننمود ی به کس بیدل

به این حیرت چه مکتوبی که نتوان خواند عنوانت

متن شعر کپی شد.