کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷۶ - بهار آیینه رنگی که باشد صرف آیینت...

1

بهار آیینه رنگی که باشد صرف آیینت

شکفتن فرش گلزاری که بوسد پای رنگینت

2

عرق ساز حیا از جبهه ات ناز دگر دارد

به شبنم داده خورشیدی گهرپرداز پروینت

3

خجالت در مزاج بوی گل می پرورد شبنم

به آن طرزسخن یعنی نسیم برگ نسرینت

4

چه امکان است همسنگ ترازوی توگردیدن

مگرکوه وقار آیینه پردازد ز تمکینت

5

نمی چیند به یک دریا عرق جزشرم همواری

تبسمهای موج گوهر از ابروی پرچینت

6

تحیر صید مژگان هم بهشتی در نظر دارد

به زیر بال طاووس است دل در چنگ شاهینت

7

وفا سر بر خط عهدت کرم فرمانبر جهدت

ترحم بنده کیشت ، مروت امت دینت

8

زیارتگاه یکتایی ست الفت خانه دلها

نگردد غافل از آیینه یارب چشم حق بینت

9

به منع حسرت بیدل که دارد ناز خودکامی

شکر هم می خورد آب از تبسمهای شیرینت

متن شعر کپی شد.