کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷۹ - زهی چمن ساز صبح فطرت ، تبسم لعل مهرجویت...

1

زهی چمن ساز صبح فطرت ، تبسم لعل مهرجویت

ز بوی گل تا نوای بلبل ، فدای تمهید گفتگویت

2

سحر نسیمی درآمد از در، پیام گلزار وصل در بر

چو رنگ رفتم زخویش دیگر، چه رنگ باشد نثار بویت

3

هوایی مشق انتظارم ، ز خاک گشن چه باک دارم

هنوز دارد خط غبارم ، شکسته کلک آرزویت

4

به جستجو هر طرف شتابم ، همان جنون دارد اضطرابم

به زبر پایت مگر بیابم ، دلی که گم کرده ام به کویت

5

ز گلشنت ریشه ای نخندد، که چرخش افسردگی پسندد

چو ماه نو نقش جام بندد لبی که تر شد به آب جویت

6

به عشق نالد دل هوس هم ، ببالد از شعله خار و خس هم

رساست سررشته نفس هم ، به قدر افسون جستجویت

7

به این ضعیفی که بار دردم ، شکسته در طبع رنگ زردم

به گرد نقاش شوق گردم ، که می کشد حسرتم به سویت

8

ز سجده خجلت آور من ، چه ناز خرمن کند سر من

که خواهد از جبهه تر من چو گل عرق کرد خاک کویت

9

اگر بهارم توآبیاری ، وگر چراغم تو شعله کاری

ز حیرت من خبرنداری ، بیارم آیینه روبرویت

10

کجاست مضمون اعتباری ، که بیدل انشاکند نثاری

بضاعتم پیکر نزاری ، بیفکنم پیش تار مویت

متن شعر کپی شد.