کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸۴ - تامل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث...

1

تامل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادث

نوای ساز قدم شنیدن ز زخمه های زبان حادث

2

شکست و بستی که موج دارد کسی چه مقدار واشمارد

به یک وتیره است تا قیامت حساب سود و زیان حادث

3

ز فکر سودای پوچ هستی به شرم باید تنید و پا زد

به دستگاه چه جنس نازد سقط فروش دکان حادث

4

ازبن بساط خیال رونق نقاب رمز ظهور کن شق

خزان ندارد بهار مطلق بهار دارد خزان حادث

5

فسانه ای ناتمام دارد حقیقت عالم تعین

تو درخور فرصتی که داری تمام کن داستان حادث

6

کسی در ین دشت بی سر و پا برون منزل نمی خرامد

به خط پرگار جاده دارد تردد کاروان حادث

7

غم و طرب نعمت است اما نصیب لذت که راست اینجا

تجدد الوان ناز دارد نیاز مهمان خوان حادث

8

اگرشکستیم وگر سلامت که دارد اندیشه ندامت

بر اوستاد قدم فتاده است رنج میناگران حادث

9

رموز فطرت بر این سخن کرد ختم صد معنی و عبارت

که آشکار و نهان ندارد جز آشکار و نهان حادث

10

به پستی اعتبار بیدل عبث فسردی و خاک گشتی

نمی توان کرد بیش از اینها زمینی و آسمان حادث

متن شعر کپی شد.