کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۹۵ - ماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ...

1

ماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ

تا فرصتی نمانده شود آشکار و هیچ

2

خمیازه ساغریم در این انجمن چو صبح

عمری ست می کشیم و بال و خمار و هیچ

3

آیینه دار فرصت نظاره ای که نیست

بوده ست چون شرر به عدم یک دچار و هیچ

4

عالم تاملی ست ز رمز دهان یار

پنهان وگفتگوی عدم آشکار و هیچ

5

هنگامه نشاط مکرر که دیده است

بلبل تو ناله کن به امید بهار و هیچ

6

دیگر صدای تیشه فرهاد برنخاست

این کوهسار داشت همان یک شرار و هیچ

7

ای صفر اعتبار خیال جهان پوچ

شرمی ز خود شماری چندین هزار و هیچ

8

چندین غرور پیشکش امتحان تست

گر مردی احتراز نما اختیار و هیچ

9

گفتم چو شمع سوختنم را علاج چیست

دل گفت داغ یاس غنیمت شمار و هیچ

10

باید کشید یک دو دم از شاهد هوس

چون احتلام خجلت بوس وکنار و هیچ

11

بیدل نیاز و ناز جهان غنا و فقر

دارد همین قدر که تو داری به کار و هیچ

متن شعر کپی شد.