کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۴۶ - به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد...

1

به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد

کجاست آینه ای کز نفس سیاه نگردد

2

ز ما و من به ندامت مده عنان فضولی

تاملی که نفس رفته رفته آه نگردد

3

گر انفعال خطا نگذرد ز جاده عبرت

بسر درآمده را پا کفیل راه نگردد

4

بقا کجاست که نازد کسی به هستی باطل

به دعوی ای که تو داری نفس گواه نگردد

5

هزار لغزش مستی ست پیش پای تعین

سر بریده مگر از خم کلاه نگردد

6

به فکر هستی موهوم احتمال ندارد

که سر به جیب فرو بردن تو چاه نگردد

7

تلاش دیگر و آزادگی ست جوهر دیگر

مژه اگر به تپش خون شود نگاه نگردد

8

دگر به سایه دست حمایت که گریزم

چو شمع بستن مژگان اگر پناه نگردد

9

ز فوت فرصت دامن فشان به پیش که نالم

که عمر رفته به فریادکس ز راه نگردد

10

دل از غبار حوادث میفشرید به تنگی

که هاله یکدو نفس بیش گرد ماه نگردد

11

به کر و فر مفریبید طبع بیدل ما را

دماغ فقر حریف صداع جاه نگردد

متن شعر کپی شد.