غزل · بیدل دهلوی
غزل شماره ۹۷۳ - تصور جوهر اکاهی قدرت کجا دارد...
1
تصور جوهر اکاهی قدرت کجا دارد
بهار فضل آن سوی تعقل رنگها دارد
2
نهال آید برون تخمی که افشانند بر خاکش
دربن صحرا ز پا افتادن ایجاد عصا دارد
3
ندید از آبله ریگ روان منع جنون تازی
به نومیدی زپا منشین که هر وامانده پا دارد
4
به گردون می برد نظاره را واماندن مژگان
مشو غافل ز پروازی که بال نارسا دارد
5
غریق آیی برون تا محرم تحقیق سازندت
که این دپا بقدر موج دستی آشنا دارد
6
اثرهای دعا روشن نشد بی احتیاج اینجا
ز اسرار کرم گر آگهی دارد گدا دارد
7
سراپا محوشد تا جمله آگاهی شوی بیدل
بقدر گم شدنها هرکه اینجا رهنما دارد