کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۸۴ - هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام...

1

هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام

پیش من نه دیده اش را کامتحان دیده ام

2

چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کرد

من پس گوش از خجالت تا سحر خاریده ام

3

گر چه او عیار و مکار است گرد خویشتن

از میان رخت او من نقدها دزدیده ام

4

پای از دزدی کشیدم چونک دست از کار شد

زانک دزدی دزدتر از خویشتن بشنیده ام

5

جمله مرغان به پر و بال خود پریده اند

من ز بال و پر خود بی بال و پر پریده ام

6

من به سنگ خود همیشه جام خود بشکسته ام

من به چنگ خود همیشه پرده ام بدریده ام

7

من به ناخن های خود هم اصل خود برکنده ام

من ز ابر چشم خود بر کشت جان باریده ام

8

ای سیه دل لاله بر کشتم چرا خندیده ای

نوبهارت وانماید آنچ من کاریده ام

9

چون بهارم از بهار شمس تبریزی خدیو

از درونم جمله خنده وز برون زاریده ام

متن شعر کپی شد.