کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۹۰ - هوس پیمای فرصت گرد کلفت در قفس دارد...

1

هوس پیمای فرصت گرد کلفت در قفس دارد

همین خاک است و بس گر شیشه ساعت نفس دارد

2

لب از خمیازه صبح قیامت تا نمی بندی

خم آسودگی جوش شراب خام رس دارد

3

در سعی جنون زن ، از وبال هوش بیرون آی

به زحمت تا نگیرد کوچه دانش عسس دارد

4

نه تنها شامل هستی ست عشق بی نشان جوهر

عدم هم زآن معیت دستگاه پیش و پس دارد

5

جنون الرحیلی شش جهت پیچیده عالم را

مپرس از کاروان منزل هم آهنگ جرس دارد

6

برون آر از طبیعت خار خار وهم آسودن

که چشم بی نیازان از رگ این خواب خس دارد

7

نفس هر پر زدن خون دگر در پرده می ریزد

طبیب زندگی شغلی همین نیش مجس دارد

8

خراش دامن عزت مخواه از ترک خوشخویی

که راه کوی بدکیشی سگان بی مرس دارد

9

محبت عمرها شد رفته می جوشد ز خاطرها

ندارد جز فراموشی کسی گر یاد کس دارد

10

ندامت نیست غافل از کمین هیچکس بیدل

به هر دستی که عبرت وارسد دست مگس دارد

متن شعر کپی شد.