کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۹۱ - جهان ، جنون بهار غفلت ، ز نرگس سرمه ساش دارد...

1

جهان ، جنون بهار غفلت ، ز نرگس سرمه ساش دارد

ز هر بن مو به خواب نازیم و مخمل ما قماش دارد

2

اگر دهم بوی شکوه بیرون ز رنگ تقریر می چکد خون

مپرس ازیاس حال مجنون دماغ گفتن خراش دارد

3

چو شد قبول اثر فراهم زخاک گل می کند حنا هم

فلک دو روزی غبار ما هم به زبرپای تو کاش دارد

4

گشاد بند نقاب امکان به سعی بینش مگیر آسان

که رنگ هر گل درین گلستان تحیر دور باش دارد

5

به گرد صد دشت و در شتابی که قدر عجز رسا بیابی

سراز نفس سوختن نتابی به خود رسیدن تلاش دارد

6

حذر ز تزویر زهدکیشان مخور فریب صفای ایشان

وضوی مکروه خام ریشان هزارشان و تراش دارد

7

نشسته ام ازلباس بیرون دگرچه لفظ وکدام مضمون

به خامشی نیز ساز مجنون هزار آهنگ فاش دارد

8

سخن به نرمی ادا نمودن ز وضع شوخی حیا نمودن

عرق نیاز خطا نمودن گلاب بزم معاش دارد

9

خطاست بیدل زتنگدستی به فکرروزی الم پرستی

چو کاسه هر کس به خوان هستی دهن گشوده است آش دارد

متن شعر کپی شد.