کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۱۷ - سعی نفس جز شمار گام ندارد...

1

سعی نفس جز شمار گام ندارد

قاصد ما نامه و پیام ندارد

2

هر سر و چندین جنون هواست د ر اینجا

منزل کس احتیاج بام ندارد

3

این علما جمله تابع جهلایند

پختگی اقبال طبع خام ندارد

4

بی سروپا می رویم حاصل ماکو

سبحه ریگ روان امام ندارد

5

خواه بنالیم و خواه بال فشانیم

صید گرفتار شوق دام ندارد

6

گر همه عنقا شویم حاصل ما کو

نقش نیگن خیال نام ندارد

7

سجده خاک ست اوج عزت گردون

خواجه چه دارد اگر غلام ندارد

8

نفرت ازین مزبله به قدر تمیز است

مفت دماغی که جز زکام ندارد

9

تا به دلت کین کس بود مژه مگشا

تیغ غضب جز حیا نیام ندارد

10

سوخت دل اما نکر د آینه روشن

حیف چراغی که هیچ شام ندارد

11

خواه نفس گوی خواه عمر گرامی

شاهد ما غیر یک خرام ندارد

12

عالم بیچارگیست پیش که نالیم

عشق مکافات و انتقام ندارد

13

طاس فلک پوچ و نقش ما همه باطل

بگذر ازین بازیی تمام ندارد

14

بیدل ازین ما ومن خموشی ات اولی ست

هستی ما جز صدای جام ندارد

متن شعر کپی شد.