کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۲۸ - عدم زین بیش برهانی ندارد...

1

عدم زین بیش برهانی ندارد

وجوب است آنچه امکانی ندارد

2

گشاد و بست چشمت عالم آراست

جهان پیدا و پنهانی ندارد

3

دماغ ما و من بیهوده مفروش

خیال چیده دکانی ندارد

4

بخند ای صبح بر عریانی خویش

گریبان تو دامانی ندارد

5

کف خاک از پریشانی غبار است

به خود بالیدنت شانی ندارد

6

به نفی اعتبار اندیشه تا چند

شکست رنگ تاوانی ندارد

7

کسی جز شبهه از هستی چه خواند

سر این نامه عنوانی ندارد

8

چه دانشها که بر بادش ندادیم

جنون هم کار آسانی ندارد

9

مروت از دل خوبان مجویید

فرنگستان مسلمانی ندارد

10

ز اسباب نعیم و ناز دنیا

چه دارد کس گر احسانی ندارد

11

درین وادی همه گر خضر باشد

ز هستی غیر بهتانی ندارد

12

خیال زندگی دردی ست بیدل

که غیر از مرگ درمانی ندارد

متن شعر کپی شد.