کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۲۹ - حرص اگر بر عطش غلو دارد...

1

حرص اگر بر عطش غلو دارد

شرم آبی دگر به جو دارد

2

گوشه دامن قناعت گیر

خاک این وادی آبرو دارد

3

خار خار خیال پوچ بلاست

آه زان دل که آرزو دارد

4

نیست این بحر بی شنای حباب

سر بی مغز هم کدو دارد

5

رنگ گل بی تو بی دماغم کرد

خون این زخم تازه بو دارد

6

دست می باید از جهان شستن

رفع آلایش این وضو دارد

7

ساز اقبال بی شکستی نیست

چیستی اعتبار مو دارد

8

بی رواج جهان عنصری ایم

جنس ما گرد چارسو دارد

9

اوج بنیاد ما ، نگونساری ست

موی سر، سوی خاک رو، دارد

10

از نفس رست و رفت به باد

ریشه ما همین نمو دارد

11

برکه نالد نیاز ما یارب

دادرس پر به ناز خو دارد

12

خاک ناگشته پاک نتوان شد

زاهدان ! آب هم وضو دارد

13

هرکجاییم زین چمن دوریم

ما و من رنگ و بوی و دارد

14

بیدل این حرف و صوت چیزی نیست

خامشی معنی مگو دارد

متن شعر کپی شد.