کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۳۳ - آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد...

1

آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد

اندیشه اگر خون نشود حوصله دارد

2

چشمم ز هماغوشی مژگان گله دارد

این ساغر حیرت صفت آبله دارد

3

شمشادقدان را به گلستان خرامت

موج عرق شرم به پا سلسله دارد

4

ای زاهد اگر شعله آهی به دلت نیست

بی تیر، کمان تو چه سود از چله دارد

5

برق عرق حسن فه زد شعله درتن باغ

گل در جگر از شبنم صبح آبله دارد

6

سرتا قدم شمع غبارپی آه است

تنها رو شوق تو عجب قافله دارد

7

زنهار پی مشرب مجنون روشان گیر

گر عافیتی هست همین سلسله دارد

8

آیینه فولاد سیه کرده آهی ست

دلهای اسیران چقدر حوصله دارد

9

فرق عدم از هستی ما سخت محال است

از موج، شکستن چقدر فاصله دارد

10

دیگر به کجا می روی ای طالب آرام

گردون تپش آباد و زمین زلزله دارد

11

یارب به چه تدبیرکند قطع ره عمر

پای نفس من که ز دل آبله دارد

12

بیدل خم هر تار زگیسوی سیاهش

سامان پریشانی صد قافله دارد

متن شعر کپی شد.