کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴۰ - نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد...

1

نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی دارد

غبار رفتنت این دشت آمد آمدی دارد

2

از این گلشن حضوری نیست آغوش تمنا را

نگه بر هرچه مژگان واکند دست ردی دارد

3

تماشا بسمل آن دست رنگین نیستی ورنه

حضور سایه برگ حنا هم مشهدی دارد

4

ز سیمای سحر آموز فیض انشایی همت

که دست از آستین بیرون کشیدن ساعدی دارد

5

نیاز باید بایدکرد پیچ و تاب مهلت را

دماغ بیکسان دود چراغ مرقدی دارد

6

بساط آفرینش را سر و پایی نمی باشد

همین آثارکمفرصت جهان سرمدی دارد

7

اگر عجز است اگر طاقت به جایی می رسیم آخر

ره واماندگان در لغزش پا مقصدی دارد

8

یکی غیر از یکی چیزی نمی آرد به عرض اینجا

احد در عالم تعداد میم احمدی دارد

9

ز تصویر مزار اهل دل آواز می آید

که در راه فنا از پا نشستن مسندی دارد

10

بعید است از زمین خاکسار اقبال گردونی

ز وضع سجده مگذر ناز رعنایی قدی دارد

11

ز انجام بهار زندگی غافل مشو بیدل

گل شمعی که داری در نظر بوی بدی دارد

متن شعر کپی شد.