کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۹۰ - چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم...

1

چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم

از معانی در معانی تا روم من خوشترم

2

در معانی گم شدستم همچنین شیرینتر است

سوی صورت بازنایم در دو عالم ننگرم

3

در معانی می گدازم تا شوم همرنگ او

زانک معنی همچو آب و من در او چون شکرم

4

دل نگیرد هیچ کس را از حیات جان خویش

من از این معنی ز صورت یاد نارم لاجرم

5

می خرامم من به باغ از باغ با روحانیان

چون گل سرخ لطیف و تازه چون نیلوفرم

6

کشتی تن را چو موجم تخته تخته بشکنم

خویشتن را بسکلم چون خویشتن را لنگرم

7

ور من از سختی دل در کار خود سستی کنم

زود از دریا برآید شعله های آذرم

8

همچو زر خندان خوشم اندر میان آتشش

زانک گر ز آتش برآیم همچو زر من بفسرم

9

من ز افسونی چو ماری سر نهادم بر خطش

تا چه افتد ای برادر از خط او بر سرم

10

من ز صورت سیر گشتم آمدم سوی صفات

هر صفت گوید درآ این جا که بحر اخضرم

11

چون سکندر ملک دارم شمس تبریزی ز لطف

سوی لشکرهای معنی لاجرم سرلشکرم

متن شعر کپی شد.