کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴۴ - غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد...

1

غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد

به ملک بی خللی خاتم جمی دارد

2

گذشتن از سر جرات کمال غیرت ماست

نفس تبسم تیغ تنک دمی دارد

3

ز انفعال مآل طرب مبان ایمن

حذرکه خنده این صبح شبنمی دارد

4

مگر ز عالم اضداد بگذری ورنه

بهشت هم به مقابل جهنمی دارد

5

گر از حقیقت این انجمن خبرگیری

همین غم است که تخمیر بی غمی دارد

6

خطا به گردن مستان نمی توان بستن

طریق بیخبری لغزش کمی دارد

7

ورق سیه نکنی ، سر نپیچی از تسلیم

به هوش باش که خط جبین نمی دارد

8

ز جوش لاله رخان پرکنید آغوشم

به قدر حوصله هر زخم ، مرهمی دارد

9

نسیم مژده وصل که می دهد امروز

چو غنچه تنگی از آغوش من رمی دارد

10

چه رنگها که نبستیم در بهار خیال

طبیعت پر طاووس ، عالمی دارد

11

مباش غافل ارشاد گمرهی بیدل

جهان غول به هر دشت آدمی دارد

متن شعر کپی شد.