کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۵۰ - نقشم کسی از سعی چه فرهنگ برآرد...

1

نقشم کسی از سعی چه فرهنگ برآرد

نقاش مگر از صدفش رنگ برآرد

2

عمری ست که با کلفت دل می روم از خویش

خود را چه قدر آینه با زنگ برآرد

3

صد شام ابد طی شد و صد صبح ازل رفت

تا یاس زخویشم دو سه فرسنگ برآرد

4

پهلو خور هنگامه صحبت نتوان زیست

زبن انجمنم کاش دل تنک برآرد

5

در رهن خلشهای نفس فرصت هستی است

تیرتوکس از دل به چه آهنگ برآرد

6

تفریح دماغ تو و من درخور وهم است

زبن نسخه محال است کسی بنگ برآرد

7

با دامن اگر عیب تک و تاز نپوشی

عجز تو چه خارا از قدم لنگ برآرد

8

زین بار که من می کشم از کلفت هستی

سنگینی نامم ز نگین سنگ برآرد

9

آیینه او محرمی وصل ندارد

حیرانی از این بیش که را دنگ برآرد؟

10

آه این دل مایوس نشاطم نپسندید

کو غنچه که واگردد و گلرنگ برآرد

11

بیدل ، به کف خاک ، قناعت کن و خوش باش

تا گرد هوا گیر تو اورنگ برآرد

متن شعر کپی شد.