کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۶۲ - احتیاجم خجلت از احباب برد...

1

احتیاجم خجلت از احباب برد

سوخت دل تا رخت درمهتاب برد

2

عمر رفت و آهی از دل گل نکرد

ساز من آب رخ مضراب برد

3

آه عیش گوشه فقرم نماند

سایه دیوار رفت و خواب برد

4

آینه آخر به صیقل گشت گم

بسکه رفتم خانه را سیلاب برد

5

داشتم تحریر خجلت نامه ای

تا کنم تکلیف قاصد آب برد

6

بی غرض خلقی ازین حرمان سرا

رفت و داغ مطلب نایاب برد

7

غنچه ها شرم از شکفتن باختند

خنده آخر زین چمن آداب برد

8

قامت خم عجز می خواهد ز ما

سجده باید پیش این محراب برد

9

محرم سیر گریبان کس مباد

زورق ما را که در گرداب برد

10

برکه نالم بیدل از بیداد چرخ

خواب من آواز این دولاب برد

متن شعر کپی شد.