کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۶۷ - ما را به در دل ادب هیچکسی برد...

1

ما را به در دل ادب هیچکسی برد

تمثال در آیینه ، ره از بی نفسی برد

2

زین دشت هوس منت سیلی نکشیدیم

خاروخس ما را عرق شرم خسی برد

3

بیگانه عشقیم ز شغل هوسی چند

آب رخ عنقایی ما را مگسی برد

4

فریادکه محمل کش یک ناله نگشتیم

دل خون شد ودر خاک غبار جرسی برد

5

دور همه چون سبحه یکی کرد تسلسل

زین قافله ها پیش وپسی ، پیش وپسی برد

6

آخر پی تحقیق به جایی نرساندم

بیرونم از این دشت اقامت هوسی برد

7

دل نیز نشد چون نفسم دام تسلی

جمعیت بالم الم بی قفسی برد

8

بیدل ثمر باغ کمالم چه توان کرد

پیش از همه در خاک مرا پیش رسی برد

متن شعر کپی شد.