کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۷۴ - بهار می رود و گل ز باغ می گذرد...

1

بهار می رود و گل ز باغ می گذرد

پیاله گیر که فصل دماغ می گذرد

2

نوای بلبل و آواز خنده گلها

به دوش عبرت بانگ کلاغ می گذرد

3

کدورتی که ز اسباب چیده ای بر دل

سیاهیی است که آخر ز داغ می گذرد

4

به جستجوی چه مطلب شکسته ای دامن

غبار خود بهم آور سراغ می گذرد

5

کسی به جان کنی بی اثر چه چاره کند

فراغها به تلاش فراغ می گذرد

6

فریب جلوه طاووس زین چمن نخوری

غبار قافله سالار داغ می گذرد

7

مخالفت هم ازین دوستان غنیمت گیر

دو روزه صحبت طوطی و زاغ می گذرد

8

شرر به صفحه زن و فرصت طرب درپاب

شب سحر نفست بی چراغ می گذرد

9

زقید لفظ برآ معنی مجرد باش

می است نشئه دمی کز ایاغ می گذرد

10

مگو پیام قناعت به منعمان بیدل

غریق حرص ز پل بی دماغ می گذرد

متن شعر کپی شد.