کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۸۶ - اول دل ستمزده قطع امیدکرد...

1

اول دل ستمزده قطع امیدکرد

آخرشکست چینی من مو سفید کرد

2

می لرزد از نفس دم تقریر احتیاج

دست تهی زبان مرا مرگ بید کرد

3

بخت سیاه اگر بلد اعتبارهاست

خود را به هیچ آینه نتوان سفیدکرد

4

تدبیر زهد مایه تشویش کس مباد

صابون خشک جامه ما را پلید کرد

5

تا اشک ربط سبحه انفاس نگسلد

پیری مرا به حلقه قامت مریدکرد

6

چون نال خامه تا دمد از مغز استخوان

فکرم در آفتاب قیامت قدیدکرد

7

از قبض و بسط حیرت آیینه ام مپرس

قفلی زدم به خانه که نازکلیدکرد

8

دارد رسایی مژه ی خون به گردنش

برگشتنی که آنسوی حشرم شهیدکرد

9

بیدل تو هم به ذوق خطش سینه چاک زن

کاین شام نادمیده مرا صبح عید کرد

متن شعر کپی شد.