کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۹۲ - گرد مرا تحیر، صبح جنون سبق کرد...

1

گرد مرا تحیر، صبح جنون سبق کرد

دستی نداشت طاقت ، جیبم چنین که شق کرد

2

دل تشنه جنونهاست از وهم و ظن مپرسید

زین دست مشق بسیار مجنون بر این ورق کرد

3

پیداست شغل زاهد، وقت دگر چه باشد

سرها به یکدگرکوفت هرگه که یاد حق کرد

4

دل با کمال تحقیق از شبهه ام نپرداخت

آیینه ساخت اما پرداز بی نسق کرد

5

زبن باغ تا دمیدم جز خون دل نچیدم

گلگون قبای نازی صبح مرا شفق کرد

6

از انفعالم آخر شستند دست قاتل

خونم روان نگردید رنگ حنا عرق کرد

7

مهمان این بساطیم اما چه سود بیدل

دیدار نعمتی بود آیینه در طبق کرد

متن شعر کپی شد.