کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۰۳ - دورگردون تا دماغ جام عیشم تازه کرد...

1

دورگردون تا دماغ جام عیشم تازه کرد

پیکرم چون ماه یکسر طعمه خمیازه کرد

2

گو دو روزم نسخه فطرت پریشا نی کشد

چشم بستن خواهد اجزای هوس شیرازه کرد

3

رونق شام و سحر پر انفعال آماده است

چهره زنگی به خون زین بیش نتوان غازه کرد

4

شهرت صبح از غبار رفته بر باد است و بس

سرمه گردیدن جهانی را بلند آوازه کرد

5

کس سر مویی برون زین خانه نتوانست رفت

وقف هر دیوار اگر چون شانه صد دروازه کرد

6

خاک گردیدن یقینم شدعرق کردم ز شرم

این تیمم نشئه عبرت وضوبم تازه کرد

7

بیدل اینجا ذره تا خورشید لبریز غناست

ساغر ما را فضولی غافل از اندازه کرد

متن شعر کپی شد.