کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۰۶ - عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد...

1

عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد

رعشه پیری مبادا ریزد آب روی مرد

2

تا نگردد عجز طاقت شبنم ایجاد عرق

صبح نومیدی مخندان از کمین موی مرد

3

گر طبیعت غیرت اندیشد ز وضع انفعال

سرنگونی کم وبالی نیست در ابروی مرد

4

بند بند آخر به رنگ مو دوتا خواهد شدن

در جوانی ننگ اگر دارد ز خم زانوی مرد

5

هرچه از آثار غیرت می تراود غیرتست

جوهر شمشیر دارد موج ز آب جوی مرد

6

بهر این نقش نگین گر خاتمی پیدا کنی

لافتی ا لا علی بنویس بر بازوی مرد

7

شعله همت نگون شد کز تصاعد بازماند

خوی شود هرگه تنزل برد ره در خوی مرد

8

از ازل موقع شناسان ربط الفت داده اند

آینه با زانوی زن تیغ بر پهلوی مرد

9

آلت او خصیه ای خواهد تصور کرد و بس

در دماغ حیز اگر افتاده باشد بوی مرد

10

هیچکس نگسیخت بیدل بند اوهامی که نیست

آسمان عمری ست می گردد به جست وجوی مرد

متن شعر کپی شد.