کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۱۳ - دمی که تیغ تو خون مرا بحل گیرد...

1

دمی که تیغ تو خون مرا بحل گیرد

هجوم ناز سراپای من به دل گیرد

2

کجاست اشک که در عالم خیال توام

هزار آینه با جلوه متصل گیرد

3

مزاج عاشق و آسودگی به آن ماند

که شعله رنگ هواهای معتدل گیرد

4

به حیرت است نگاه ادب سرشت وفا

که شمع خلوت آیینه مشتعل گیرد

5

بهار عمر و طراوت زهی خیال محال

مگر حیا عرض از طبع منفعل گیرد

6

کسی برد چو نگه لذت شناسایی

که نقش خویش به هر جلوه مضمحل گیرد

7

خوشم که ناله ام امروز خصم خودداری ست

چو سرو تا به کی آزادگی به گل گیرد

8

کفیل وحشت هر ذره ام چو شور جنون

کسی که نگذرد از خود مرا خجل گیرد

9

ز شرم بیدلی خویش آب می گردم

مباد آینه پیش تو نام دل گیرد

متن شعر کپی شد.