کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۱۶ - به محفلی که فضولی قدح به دست نگیرد...

1

به محفلی که فضولی قدح به دست نگیرد

خمار اگر عسس آید برون که مست نگیرد

2

بساز با دل خرسندی از جهان تعین

که چون کلاهش اگر بشکنی شکست نگیرد

3

به رنگی آینه پردازده که تا به قیامت

جریده ات چو عدم نقش هرچه هست نگیرد

4

گشاد دست و دل است انجمن طرازی مشرب

کس این قدح به کف آستین پرست نگیرد

5

دگر امید چه دارد به صیدگاه تخیل

کسی که ماهی بحر گمان به شست نگیرد

6

کجاست جز سر تسلیم ما به راه محبت

فتاده ای که کسش جز غبار دست نگیرد

7

به صیدگاه طلب مگسل از رسایی همت

که غیر عقده دل رشته چو ن گسست نگیرد

8

ندید قطره ز قعر محیط غیر فسردن

چه ممکن است که دل در جهان پست نگیرد

9

سیه مکن ورق امتحان آینه بیدل

که مشق خامه سعی نفس نشست نگیرد

متن شعر کپی شد.