کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۳۲ - جام غرور کدام رنگ توان زد...

1

جام غرور کدام رنگ توان زد

شیشه نداریم بر چه سنگ توان زد

2

.از هوسم واخرید عذر ضعیفی

آبله بوسی به پای لنگ توان زد

3

قطره محال است بی گهر دل جمعت

سست مگیر آن گره که تنگ توان زد

4

نقش نگینخانه هوس اگر این است

گل به سر نامها ز ننگ توان زد

5

کوس و دهل مایه شعور ندارد

دنگ نه ای چند دنگ دنگ توان زد

6

بس که شکستند عهدهای مروت

بر سر یاران پرکلنگ توان زد

7

چشم گشا لیک بر رخ مژه بستن

آینه باش آنقدر که زنگ توان زد

8

دور چه ساغر زند کسی به تخیل

خنده مگر بر جهان بنگ توان زد

9

دامن مقصد که می کشد ز کف ما

گربه گریبان خویش چنگ توان زد

10

سخت چو فواره غافلی زته پا

سر به هوا تا کجا شلنگ توان زد

11

بیدل از اندوه اعتبار برون آ

تا پری این شیشه ها به سنگ توان زد

متن شعر کپی شد.