کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۳۵ - تو شمشیر حقی هر کس ز غفلت با تو بستیزد...

1

تو شمشیر حقی هر کس ز غفلت با تو بستیزد

همان د رکاسه ی سر خون او را گردنش ریزد

2

به هرجا در رسد آوازه کوس ظفر جنگت

همه گر شیر باشد زهره اش چون آب می ریزد

3

غبار موکبت هرجا نماید غارت آهنگی

حسود از بی پر و بالی به دوش رنگ بگریزد

4

ببالد آفتاب اقتدار از چرخ اقبالت

به فرق دشمن جاهت فلک خاک سیه بیزد

5

دعای بیدلان از حق امید این اثر دارد

که یارب آتش از بنیاد اعدای تو برخیزد

متن شعر کپی شد.