کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۵۸ - جایی که شکوه ها به صف زیر و بم رسد...

1

جایی که شکوه ها به صف زیر و بم رسد

حلوای آشتی است دو لب گر به هم رسد

2

پوشیدن است چشم ز خاک غبارخیز

زان سفله شرم کن که به جاه وحشم رسد

3

تغییر وضع ما ز تریهای فطرت است

خط بی نسق شود چو به اوراق نم رسد

4

ساغرکش و، عیارکمال دماغ گیر

تا میوه آفتاب نخورده است کم رسد

5

ناایمنی به عالم دل نارسیدن است

آهو ز رم برآید اگرتا حرم رسد

6

در دست جهد نیست عنان سبک روان

هرجا رسد خیال و نظر بی قدم رسد

7

قسمت نفس شمار درنگ و شتاب نیست

باور مکن که نان شبت صبحدم رسد

8

ای زندگی به حسرت وصل اضطراب چیست

بنشین دمی که قاصد ما از عدم رسد

9

هنگام انفعال حزین است لاف مرد

چون نم کشیدکوس برآواز خم رسد

10

یک قطره درمحیط تهی ازمحیط نست

ما را ز بخشش تو که داری چه کم رسد

11

بیدل گشودن لبت افشای راز ماست

معنی به خط ز جاده شق قلم رسد

متن شعر کپی شد.